نقش و جايگاه دعا در زندگى(64) ((يا سامِعَ الدعاءِ!)).
((اى شنونده دعا!)).
(9) ((يا سامِعَ!)).
((اى شنونده !)).
(69) ((يا سَمِيعُ!)).
((اى شنوا!)).
(2) ((يا سامِعَ الاَْصْواتِ!))
((اى شنونده صداها!)).
(63) ((يا مَنْ يَسْمَعُ اَنِيْنَ الْواهِنينَ!)).
((اى كسى كه ناله ضعيفان و درماندگان را مى شنود!)).
(99) ((يا مَنْ لا يَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ!)).
((اى كسى كه هيچ شنيدنى او را از شنيدن ديگر باز نمى دارد!)).
(96) ((يا مَنْ هُوَ لِمَنْ دعاهُ مُجِيبٌ!)).
((اى كسى كه جواب دهنده است براى هر آن كسى كه او را بخواند!)).
(2) ((يا مُجِيبَ الدَّعْواتِ!)).
((اى پاسخ دهنده به دعاها و خواندنها!)).
(44) ((يا مُجِيبُ!)).
((اى پاسخ دهنده !)).
(89) ((يا ضامِنُ!)).
((اى ضمانت كننده !)).
(14) ((يا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضطرِّينَ!)).
((اى پاسخ دهنده به دعاى درماندگان !)).
(51) ((يا نِعْمَ المُجِيبُ!)).
((اى بهترين پاسخ دهنده !)).
(39) ((يا خَيْر الْمَدْعُوِّينَ!)).
((اى بهترين خوانده شده !)).
(36) ((يا داعِى !)).
((اى دعوت كننده و خواننده !)).
((يا خَيْرَ داعٍ وَمَدْعُوٍّ!)).
((اى بهترين خواننده و خوانده شده !)).
(95) ((يا خَيْرَ مُجِيبٍ وَمُجابٍ!)).
((اى بهترين پاسخ دهنده و پاسخ گيرنده !)).
(57) ((يا مَسْئُولُ!)).
((اى درخواست شونده !)).
(39) ((يا خَيْرَالْمَسْئُولِيَن !)).
((اى بهترين درخواست شونده !)).
(86) ((يا اَكْرَمَ مَسْئُولٍ سُئِلَ!)).
((اى بهترين كسى كه مورد درخواست قرار مى گيرد!)).
(99) ((يا مَنْ لا يُغَلِّطُهُ سؤ الٌ عَن سؤ الٍ!)).
((اى كسى كه هيچ درخواستى او را از خواسته اى ديگر باز نمى دارد!)).
(2) ((يا مُعْطِىَ الْمَسْئلاتِ!)).
((اى بخشنده خواسته ها!)).
معناى دعا((دعا)) چيست ؟ چه نيازى به آن هست ؟ از كجا سرچشمه مى گيرد؟ چگونه بايد دعا كرد؟ به درگاه چه كسى بايد دعا كرد؟ دعا چه چيزى مى تواند به انسان بدهد و او را تا كجا مى تواند برساند؛ جايگاه دعا در ميان ساير كارهاى انسان كجاست ؟ و ... اين سؤ الات و دهها سؤ ال مشابه از امورى هستند كه بررسى آنها در اين بحث لازم به نظر مى رسد.
((دعا)) به معناى خواندن و خطاب قرار دادن است . و اصطلاحا به خواندنى گفته مى شود كه به وسيله آن ، موجودى از خداوند متعال چيزى را بطلبد و درخواست بنمايد.
اگر بخواهيم منشاء و سرچشمه دعا كردن را در يك كلمه خلاصه كنيم ، بايد بگوييم اين منشاء عبارت است از ((نياز)). اين نياز است كه آدمى را به سوى دعا مى كشاند و او را به طرف درخواست از موجودى برتر و عاليتر سوق مى دهد. اين نياز است كه موجب مى شود انسان ، دست نياز به سوى بى نيازى كه قادر به برآورده كردن تمام نيازها است ، بلند كند و از او تقاضاى برآورده شدن نياز خود را بنمايد. در واقع نيازهاى انسان موجب مى شوند كه آدمى براى برآورده كردن آنها به هركار ممكنى روى بياورد و يكى از اين كارها عبارت است از تقاضا و درخواست از كسى كه بتواند، آن نيازها را برآورده بسازد و معلوم است كه در اين رابطه ، انسان همواره به بالاترين و مقتدرترين موجودى كه مى شناسد و به او ايمان دارد، روى مى آورد.
در اينجا به دو سؤ ال مهم و اساسى مى رسيم :
اوّل اينكه :
نيازهاى انسان كدام است ؟
و دوّم آنكه :
چگونه مى توان اين نيازها را برآورده ساخت ؟
نوع پاسخى كه انسان به اين دو سؤ ال مى دهد، روشها و عملكردهاى آدمى را در زندگى مشخص و معين مى سازد. در واقع مى توان گفت كه انسان بر اساس پاسخى كه به اين دو سؤ ال مى دهد؛ زندگى مى كند و به كار و تلاش و فعاليّت خود شكل و جهت مى بخشد. بنابراين ، ((نياز شناسى )) يكى از وظايف مهم انسان به حساب مى آيد. وظيفه اى كه هرگونه كوتاهى در آن مى تواند انسان را براى هميشه به تباهى و نابودى بكشاند. البته انسان به صورت فطرى و طبيعى ، بسيارى از نيازهاى خود را مى شناسد و بر اساس تواناييهاى موجود، در راه برآورده سازى آنها تلاش و كوشش مى كند.
اما در اين رابطه ، انسان با دو مشكل اساسى مواجه است ؛ يكى اينكه : انسان معمولاً قادر به درك نيازهاى ((ظاهرى و مادى )) خود مى باشد و از درك نيازهاى عالى ((روحى )) و ((معنوى ))، عاجز است . و ديگر آنكه : انسان در بسيارى از موارد، طرق صحيح و مشروع برآورده كردن نيازهاى خود را نمى داند، بر اين اساس ، پروردگار متعال پيامبران و انبيا را با برنامه اى بسيار دقيق و منظم ، به نام ((دين )) براى بشر فرستاده تا نيازمنديهاى بشريت و راههاى برطرف نمودن آنها را بيان و آشكار نمايند.
حال ببينيم نقش ((دعا)) در اين رابطه چيست ؟ گفته شد كه انسان براى رسيدن به اهداف خود و برطرف كردن نيازمنديهاى خويش ، بايد تلاش و فعاليت نمايد، دعا در واقع ، بخشى از اين فعاليت گسترده و تلاش همه جانبه است . فعاليتهاى انسان براى برطرف كردن نيازهاى خود، معمولاً در سه حوزه اصلى ، صورت مى گيرد.
1 - به دست آوردن .
2 - نگاهداشتن .
3 - به كار بردن .
در هر سه مورد، دعا كردن ، داراى نقشى بسيار مهم و ارزنده است كه اينك به طور اختصار به آن اشاره مى شود:
1 - به دست آوردن :
با وجود تمام قدرت و توانى كه پروردگار متعال در اختيار بشر قرار داده است ، باز هم انسان در بسيارى موارد، موجودى ضعيف و ناتوان به حساب مى آيد. براى همين انسان بايد به وسيله دعا خود را به تواناى مطلق نزديك سازد و از او كه داراى قدرتى بى انتهاست يارى و كمك بطلبد و مطمئن باشد كه آن خالق توانا، هرگز مخلوق ناتوان خود را تنها نخواهد گذاشت ، چه اينكه خود فرموده : (... اُدْعُونى اءَسْتَجِبْ لَكُمْ ... ).(25)
((بخوانيد مرا، استجابت مى كنم شما را)).
سخن در به دست آوردن احتياجات و ناتوانيهاى انسان در اين زمينه است . اين مساءله كه آدمى چه چيزى را بايد به دست آورد و چگونه بايد به دست آورد، از مهمترين مسايل زندگى انسان مى باشد، به همين خاطر، آدمى بايد در اين زمينه از تمام امكانات خود، بهره گيرد، بايد فكر و استعداد خود را با تمام ظرفيت به كار اندازد، بايد از افكار ديگران خصوصا از افكار و راهنمايى بزرگان و اهل فن استفاده نمايد و در راءس همه ، بايد از تعاليم حياتبخش الهى و هدايت پيشوايان دينى استفاده نمايد، ولى با وجود اين همه ، باز هم بسيارى از اوقات ، انسان نمى تواند آن طور كه بايد و شايد، به هدف مطلوب برسد، حال يا به اين دليل كه فكر آدمى توان تشخيص مسايل را نداشته است ، يا راهنمايى ديگران به خطا رفته است ، يا به اهل فن دسترسى نداشته است ، يا تعاليم الهى را خوب درك نكرده است ، يا در مرحله اجرا و عمل با مشكلات و مسايل لاينحلى مواجه مى شود و يا ...، اينجاست كه آدمى بايد با دلى اميدوار و قلبى خاضع و خاشع ، دست دعا به درگاه پروردگار يكتا بلند كند و از آن ذات مقدس و مقتدر، تقاضاى يارى و كمك بنمايد؛ مثلاً گاهى يك محصل و دانش پژوه در يك انتخاب مهم و سرنوشت ساز دچار ترديد و سردرگمى مى شود: آيا اساسا به كار علمى بپردازم بهتر است يا به كار ديگرى روى بياورم ؟ آيا به سراغ كدام رشته علمى بروم بهتر است ؟ آيا اين رشته را در كدام مركز علمى فرا بگيرم ؟
و يا در امر مهم ازدواج ، آيا در حال حاضر ازدواج نمايم بهتر است يا زمانى ديگر؟ آيا ازدواج با فلان شخص بهتر است يا با فرد ديگرى ؟
و يا مثلاً در امر تجارت : آيا كدام رشته تجارى مناسبتر است ؟ آيا انجام فلان معامله به صلاح است يا خير؟ آيا فلان راه كسب درآمد صحيح است يا خير؟
در تمام اين موارد ممكن است انسان با تكيه بر تجارب و دانستنيهاى خود و ديگران ، انجام كارى را كاملاً درست بپندارد و آن را انجام بدهد، اما پس از مدتى متوجه مى شود كه مرتكب خطا شده است . و از جهات مختلف ، خسارات زيادى بر او وارد شده است .
بنابراين ، چاره اى نيست جز اينكه انسان به قدرتى مافوق طبيعى كه حاكم و مسلط بر تمام هستى است ، روى بياورد و از او مدد بطلبد.
البته نيازهاى آدمى اختصاص به موارد ذكر شده ندارد، بلكه در بعضى موارد كه نيازهاى روحى و معنوى انسان مطرح مى شود، ((دعا)) داراى نقشى به مراتب مهمتر و حياتى تر است . در اين موارد است كه رسيدن به مراتب بالاى انسانيت ، پى بردن به حقايق هستى و ارتباط با هستى بخش ، بيرون آمدن از ظلمتها و ضلالتها و رهسپار شدن به سوى نور، رهايى از كردار و اخلاق زشت و شيطانى و كسب صفات الهى و نورانى و ...، واقعا بدون دعا و تقاضا از پروردگار متعال ، امرى محال و غيرممكن است .
و به همين دليل ، ملاحظه مى كنيم بسيارى از ادعيه معصومين (عليهم السّلام ) در زمينه هاى اخلاقى و روحى و معنوى آمده است . و اينجاست كه بسيارى از ما انسانهاى ظاهربين و مادّيگرا از دعا غافل مى شويم . ما انسانهاى دنياگرا وقتى كه به نيازهاى مادى و دنيوى خود رسيديم ، ديگر خود را بى نياز مى دانيم و نيازى نمى بينيم تا به سراغ دعا كردن برويم ، بلكه بايد گفت اين نوع بى نيازى موجب مى شود كه انسان سر به طغيان بردارد و در برابر هيچ حقيقتى سر فرود نياورد. همانگونه كه قرآن كريم مى فرمايد:(كَلاّ إ نَّ الاِْنْسانَ لَيَطْغى # اَن رَاهُ اسْتَغْنى ).(26)
((به درستى كه انسان هنگامى كه خود را بى نياز و مستغنى ببيند، طغيان مى كند)).